محمدحسين ناصر الشريعه

126

تاريخ قم ( فارسى )

و سنة اثنتين و مأ يزدجرديه ، و سنهء اثنتين و ثمانين ( 82 ) فارسيه روز « انيران » ماه مهر ، چنان‌چه من در باب عجم شرح آن گفته‌ام . و بعضى ديگر گفته‌اند كه عبد اللّه و احوص با ساير قوم و تبع به قم رسيدند در روز ارديبهشت ماه اسفند ارمذ سنهء اثنتين و ستين ( 62 ) فارسيه ، اما روايت اول صحيح‌تر و مشهورتر است از روايت دوم ، و اللّه اعلم . » « 1 » فصل دهم ورود نخستين طايفهء عرب به قم در تاريخ قم راجع به آمدن گروهى عرب از كوفه به قم و علت كشته شدن محمد بن سائب بن مالك اشعرى به امر حجاج مىنويسد : « راويان از اهل عرب به قم روايت كرده‌اند كه سبب بيرون آمدن عبد اللّه و احوص ابنى سعد بن ملك از كوفه آن بوده است كه احوص بسيار . . . « 2 » كرده است بر ملوك و سلاطين وقت ، و چون زيد بن على بن الحسين بن على بن ابيطالب عليهم السّلام به كوفه ظهور كرد احوص با او خروج كرد ، زيد او را امير لشكر خود گردانيد . چون زيد بن على را بكشتند ، احوص را گرفتند و اسير كردند و در زندان كوفه محبوس گردانيدند ، و در آن حبس مدت چهار سال بمانده تا شبى از شبها حجاج بن يوسف بن عمر ثقفى كه امير كوفه بود حاضران مجلس خود را گفت كيستند اشراف عراق ؟ اشراف عراق را ياد كردند . حجاج گفت اين جماعت كه شما ياد كرديد از اشراف عراق نيستند ، از اشراف عراق عبد اللّه بن سعد اشعرى است ، چه چند سال مىگذرد كه برادر او احوص به نزديك من محبوس است ، و او هرگز از من درخواه نكرده كه او را از حبس بيرون آرم ، معهذا اگر او از من درخواه كند من سخن او را پاسخ كنم و او همه روزه حاجت‌هاى اهل عراق بر من عرض مىكند و من سخن او همه را قبول مىكنم و مىگذارم بعضى از حاضران از صحبت ( مجلس ) حجاج بيرون آمدند و اين قصه را با احوص باز گفتند . احوص گفت : اگر اين سخن حق است و در آن خلافى نيست زود باشد كه مرا در اين

--> ( 1 ) - مأخذ پيشين ، ص 242 . ( 2 ) - نافرمانى كردن است ، در نسه اصل سفيد است ( مؤلف )